|
سفر احمدی نژاد به نیویورک علاوه بر برخی حاشیه ها و خاطرات که قبلا نقل کردم ، نکات قابل توجه دیگری هم به دنبال داشت که یاآوری آنها خالی از لطف نیست :
در این سفر آقای احمدی نژاد خودش به هیچ وجه به موضوع هلوکاست اشاره نکرد بلکه در تمام مصاحبه ها و حتی جلسات با دانشجویان آمریکایی و فعالان مذهبی آمریکا و یا در جلسه با فعالان سیاسی ، اقتصادی آمریکا ، این موضوع از طرف آنها مطرح می شد و ایشان مجددا موضع خود را تبیین می کرد . حتی رییس رژیم جعلی و صهیونیستی نیز بخشی از وقت سخنرانی خود در سازمان ملل رابه همین موضوع اختصاص داد و این یعنی ، بذر تردید احمدی نژاد در خصوص هلوکاست که ازچند سال قبل کاشته شده بود ، ثمر داده.
پس از سخنرانی احمدی نژاد ، در راهروهای سازمان ملل تعداد زیادی از ملیت های مختلف جهت عکس گرفتن با احمدی نژاد در راهروی پشتی به ترتیب شدند ، از جمله سفیر سوریه در سازمان ملل و خانواده اش که ایرانی الاصل بودند.
در هتلی که هیات ایرانی اقامت داشت ، برخی از روسای جمهور دیگر از جمله رییس جمهور پاکستان نیز حاضر بود ، شاید در این مواقع بهتر از زمان های دیگر می توانستیم به پرکاری هیات ایرانی و رییس جمهور کشورمان پی ببریم . پرکاری احمدی نژاد به اندازه ای بود که از روز دوم ، مترجم دیگری به هیات اضافه شد. روسای جمهورهیچ یک از کشورها با هم ملیتی های مقیم آمریکای خود جلسه نداشتند ، کسی به دنبال مصاحبه با آنها نبود ، دانشجویان و اساتید آمریکایی برای سئوال از آنها و یا عکس یادگاری به آنها نوبت نمی گرفتند و البته همه اینها گوشه ای از اهمیت ملت ایران را نشان می دهد.
مصاحبه ها با خبرنگاران کارکشته آمریکایی هم نکات جالبی در پی داشت . شاید از همه جذاب تر مصاحبه آقای لری کینگ بود که مصاحبه گر مشهور سی ان ان بیش از ده بار مجبور به قطع برنامه و تغییر موضوع بحث شد و حتی چند بار دوستانش را که با گوشی به وی در باره سئوالات امر و نهی می کردند ، مورد خطاب قرار داد . جالب اینجا بود که لری کینگ قبل از مصاحبه با احمدی نژاد به دلیل استرس زیاد فشارش پایین آمد و دچار لرزش شد ، تا جایی که دورش پتویی پیچیدند . خبرنگار دیگری وقتی عکس ندا آقا سلطان را نشان داد ، با توضیحات قانع کننده دکتر درباره قتل پرابهام این زن مواجه شد ، اما وقتی دکتر عکس خانم مروه شروینی را نشان داد و از او درباره قتل این زن پرسید ، خبرنگار مربوطه شوکه شد و هیچ پاسخی نداشت.
در فرصتی که دست داد به همراه آقایان الهام ، داودی و تاج الدینی به بازدید از موزه متروپلی کن رفتیم . موزه بسیار بزرگی که بخش هایی از تاریخ تمام ملیت ها و از جمله ایران را در دل خود جا داده . شاید اگر یک روز کامل هم به بازدید از این موزه اختصاص داده می شد ، باز بخش هایی از آن نادیده می ماند . اولین سئوالی که در بازدید از این موزه به ذهن می رسید ، نحوه دسترسی و انتقال این اشیای ریز ودرشت و حجیم و ظریف از کشورهای آسیایی و اروپایی و آفریقایی به نیویورک بود . قطعا خیانت عوامل داخلی و عوامل خارجی مانند همین دیپلمات آرژانتینی که روزهای قبل با دقت عوامل زحمت کش گمرک ایران اموالش ضبط شد ، بی تاثیر نبوده.
واما دو نکته جالب در بازدید از این موزه تاریخی برجسته بود . اول آن که اکثر قریب به اتفاق مجسمه های قدیمی اروپایی – مذکر یا مونث – لخت و برهنه بودند ! در حالی که مجسمه های آسیایی با همان قدمت ، همگی پوشیده بودند . در میان مجسمه های اروپایی ، تقریبا تمام مجسمه ها و یا تصاویر نقاشی شده از حضرت مریم که مربوط به قبل از دوره رنسانس بود ، پوشیده و با حجاب بود ولی مجسمه ها و نقاشی های بعد از این دوره یا نیمه برهنه و یا بدون حجاب بودند.
درقسمت مربوط به ایران که حاصل تاراج فرهنگ و هنر کشورمان بود ، چند نقشه از ایران و از جمله نقشه ای با قدمت زیاد دیده می شد که بر روی آن نام همیشه فارس حک شده بود . شاید همین یک سند کافی باشد تا آمریکایی ها به جای کوک کردن شیوخ چند جزیره کوچک هم مرز با جنوب ایران با دعوت از آنها و بازدیدشان از نمایشگاه به شیطنت ها پایان دهند. به همراه آقای تاج الدینی در کنار این سند تاریخی که در قلب آمریکا محافظت می شد، عکس یادگاری گرفتیم . |