شماره مطلب : 124
زمان انتشار : 92/8/12 - 11:36 2013/11/3

سوم تیر با طعم سخن امام صادق(ع)

سوم تیرماه هر سال یادآور حماسه ای است که توسط مردم کشورمان در سال 1384 رقم خورد. با مروری بر این حادثه و حواشی آن به یقین بهتر می توانیم درباره آینده قضاوت و در مسیر پیش رو حرکت کنیم. نهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در حالی برگزار شد که مردم کشورمان دو دوره مدیریتی را پشت سر گذاشته بودند.دوره هایی هرچند متفاوت در سیاست ها و روشها و تعیین اولویت ها، اما مشترک در نتیجه ناخوشایندی که به بی رمق شدن اصول اولیه انقلاب یعنی عدالت محوری و مردمداری ختم می شد.

انتخابات نهم ریاست جمهوری در واقع دور سوم آغاز مدیریت کشور در دوره پس از جنگ بود. در نخستین دور با پایان جنگ لزوم برخورداری مردم از آسایش و آرامش و تصحیح خرابی ها، عطش سازندگی را در میان مدیران و مسئولان عالی کشور تشدید کرد. در این دوره علی رغم صحیح بودن تشخیص ابتدایی و پرکاری مدیران عالی کشور، متاسفانه نسخه های انتخاب شده برای جبران خسارت ها و کمبودها، غلط و همراه با پرداخت هزینه های سنگین بود. براساس سیاست های اتخاذ شده اصل بر اصلاحات اقتصادی قرار گرفت و بی توجهی به مقولات حیاتی دیگر در ابعاد فرهنگی و سیاسی سبب شد تا اندک اندک انباشت مشکلات اقتصادی که هر روز بر فاصله طبقاتی در جامعه می افزود، به حاکمیت تکنوکرات ها منجر شود. سیاست های مدیریتی این دوره که عمدتا بر رفاه طلبی استوار بود، بر فاصله میان مردم و مسئولان افزود و فاصله طبقاتی را هر روز بیش از گذشته کرد. با این همه به دلیل شخصیت قوی و سابقه دار مدیر اجرایی کشور، برخی از این نقایص و عیب ها پوشانده شد، اما در مجموع پرکاری و پرخرجی مشخصه بارز دوره سازندگی بود.
در دوره مدیریتی دوم که ازدل جریان نخست پدید آمده بود، اصل بر توسعه فرهنگی و سیاسی قرارگرفت و معیشت مردم و امور اقتصادی به فراموشی سپرده شد. به نام اصلاح طلبی، سیاست تجدیدنظر طلبی اتخاذ شد و کار به آنجا رسید که آرمان های امام، افکاری فرسوده و مناسب زباله دان تاریخ عنوان شد، در عنوان دفاع مقدس تشکیک شد و عاشورا و محرم و دین و عصمت با قلم عناصری چون گنجی و آغاجری و سروش زیر سوال رفت!
به دلیل سیاست زدگی مفرط و پررنگ شدن نقش احزاب و اصل شدن بازی های سیاسی و حزبی از یکسو و از سویی دیگر ضعف مدیریت و ناتوانی مدیر اجرایی وقت در اداره امور کشور و به تعبیر درست تر مدیریت شدن وی توسط گروههای سیاسی، بخش عمده ای از مشکلات دور نخست پابرجا ماند. علی رغم پز مردمسالاری، فرصت ها و تریبون ها به یک جمع محدود سپرده شد که از قضا دل در آن طرف آب داشتند و به تعبیر مقام معظم رهبری دشمن همواره برایشان کف می زد و به لطف الهی بعدها سند خیانت شان منتشر شد. در این دوره اما پرکاری های دور نخست، جای خود را به بازی های روزنامه ای داد و پرخرجی ها همچنان باقی ماند. بنابر این مشخصه بارز دور دوم و به تعبیری دوره حاکمیت اصلاح طلبان کم کاری بود و پرخرجی.
در این میان مردم اما خسته از دو دوره هشت ساله و تجربه مدیریت تکنوکرات ها و لیبرال ها باید انتخاب جدیدی را رقم می زدند، انتخابی که در آن نه شاهد شکاف طبقاتی باشند و نه شاهد زیرسوال رفتن مبانی دینی و انقلابی شان، انتخابی از جنس خودشان، زلال، بی آلایش و پاک.
در بهار 1384، گزینه های مختلف و متفاوتی در برابر مردم قرار گرفت. کاندیداهایی به رنگ و لعاب های مختلف با عیارهای متفاوت، صداهای برخی از این کاندیداها از آن سوی آب و از داخل خیمه دشمن به گوش می رسید و همین طور گزینه ها با صدای مختلف نزدیک می شدند تا می رسیدند به خود مردم.
به تناسب این نغمه ها هر کاندیدایی مجموعه ای از هواداران و یاران را گرداگرد خود جمع کرده بود.
در این میان اما یک گزینه لشکر حزبی نداشت، انباشت سرمایه ها برای تبلیغات پردامنه در اطراف او تجمع نکرده بود، هرچند پابرهنگانی به او دل بسته بودند. به جای امضای حامیان پرقدرت حزبی دست خالی مردم تنها امضایی بود که پای پوسترهای تبلیغاتی او نقش بسته بود. جنس سخنش از جنس مردم بود.
تبلیغاتش متفاوت از دیگر تبلیغات، در معادلات سیاسی هر چند جایی برای او قرار داده نمی شد، در معادلات مردمی اما او جای نخست را هر روز بیش از رقبایش به خود اختصاص می داد. با تمام تلاش و تخریب های صورت گرفته برای از میدان به در بردن وی، در عاقبت اما این مردم بودند که انتخاب کردند، انتخابی متفاوت، با طعم صداقت، شجاعت، اعتماد به نفس، طعم کم خرجی و پرکاری، با طعم سخن امام صادق(ع) به معلی به خنیس که وقتی به امام گفت: ای کاش نعمت های بنی العباس (قدرت و حاکمیت) در اختیار شما بود تا ما هم با شما در عیش و خوشی بودیم، پاسخ امام را شنید که فرمود: هیهات ای معلی! والله اگر چنین بود و نعمت های بنی العباس در اختیار ما بود، برای ما جز برنامه ریزی در شب و تلاش در روز و پوشاک زبر و درشت و خوراک سخت و بی خورشت چیزی نبود.(اصول کافی، ج2، ص 273)
و در این دو سال به اعتراف دوست و دشمن چیزی جز عمل به این روایت از شخص رئیس جمهور و تیم مدیران عالی دولت نهم و غالب مدیران میانی کشور دیده نشد و اصولگرایی یعنی همین.
والسلام

اضافه کردن دیدگاه جدید