شماره مطلب : 209
زمان انتشار : 92/8/21 - 09:01 2013/11/12

در خبرهای روز گذشته آمده بود که بزودی خبرگزاری حوزه علمیه قم راه اندازی می شود. این موضوع را مرکز خبر حوزه ، به نقل از حضرت آیت الله یزدی در دیدار با مدیران و کارکنان هفته نامه افق حوزه بیان کرده بود. آیت الله یزدی در این دیدار پس از بیان اهمیت اطلاع رسانی در دنیای امروز افزوده بودند: ارتقای مرکز خبر حوزه به خبرگزاری و هفته نامه افق حوزه به روزنامه کثیرالانتشار لازم و ضروری و بزودی این طرح در شورای عالی حوزه علمیه قم بررسی خواهد شد.
این خبر از یک سو باعث خوشحالی و از سویی دیگر باعث تاسف است. تاسف از این بابت که چرا اینقدر دیر ما به این نتیجه بدیهی رسیده ایم؟ چرا اجازه داده ایم در طول سال های گذشته انواع میوه های بوستان حوزه علمیه نه آن گونه که هستند بلکه آن طور که دیگران می پسندیدند، نمایش داده شود! به یقین حضرت آیت الله یزدی که خود از علمای به روز وآینده نگر حوزه علمیه است، مخاطب اظهار تاسف طلبه کوچکی مانند من نیست. خطاب من کلی و از سر درد با تمام دوستان طلبه و کلیت حوزه علمیه است. در دوره ای که مدیر کل ارشاد قم بودم، به تناسب مسئولیتم، ورود خبرنگاران خارجی به این شهر را بررسی کردم که به آمار قابل توجهی رسیدم : در طول یک سال بیش از ششصد خبرنگار خارجی در قالب چهار صد گروه خبری از حدود بیست کشور جهان برای تهیه خبر وارد شهر قم شده بودند ! این آمار حکایت از ظرفیت بالای خبری شهر قم و مشخصا حوزه علمیه موجود در آن دارد.
نمی دانم در گذشته فکر دیگران هم مانند من به این موضوع مشغول شده یا نه ، اما سال 1379 که تازه با جمعی از دوستان در حال تهیه و تدوین کتاب هایی با محتوای جریان شناسی تاریخ معاصر بودیم، راه اندازی و فعالیت چند ماهه خبرگزاری دانشجویان (ایسنا) باعث شد تا ضرورت انجام چنین کاری در حوزه علمیه قم ، فکر طلبه ای مثل من را به خود مشغول کند. با توجه به حضور دوست خوبم آقای فاتح که از موسسین و مدیر عامل وقت خبرگزاری ایسنا بود ، اطلاعات جامعی در این باره بدست آوردم و پس از ماه ها بررسی جوانب مختلف و مشورت های متعدد با افراد صاحب نظر در حوزه و خارج از حوزه و مطالعه برخی از کتاب هایی که در ارتباط با این موضوع بودند ، نهایتا طرح جامعی را در این باره تهیه کردم .


در همان ایام جلد اول کتاب پایان داستان غم انگیز که به بررسی علل صدور حکم حکومتی مقام معظم رهبری در باره قانون مطبوعات می پرداخت، در بازار نشر عرضه شده بود و ظاهرا به دست حضرت آقا هم رسیده و ایشان هم – آن طور که بعدها از زبان خودشان شنیدم - آن را کاملا مطالعه کرده و در آسیب شناسی تهاجم مطبوعاتی سال های اول انقلاب و سال های بعد از دوم خرداد و تطبیق این دو مقطع با هم ، کتاب را پسندیده بودند. یکی از ویژگی های منحصر به فرد ایشان نه تنها مطالعه بسیار که پیگیری و تشویق محققین و آثار خوب است تا جایی که برخی از محققین را برای دیدار حضوری هم طلب می کنند. آن سال – اردیبهشت 1380 - بنده به عنوان مولف کتاب پایان داستان غم انگیز شامل این لطف شدم و از سوی دفتر ایشان برای دیداری به محضرشان دعوت شدم که واقعا این دیدار سرمایه ای برای زندگی ام شد و در جای خود نکات درس آموز آن قابل پرداختن است. در آن دیدار از فرصت استفاده کردم و طرح مکتوب راه اندازی خبرگزاری حوزه علمیه قم را تقدیم ایشان کردم و در باره آن توضیحاتی دادم.

رهبر معظم انقلاب از این اقدام خیلی استقبال کردند و البته توصیه هایی داشتند که مهمترین آن، انجام چنین کاری در قالب تشکیلات رسمی حوزه علمیه قم بود. در همان دیدار با دست مبارکشان ، طرح در اختیار آقای محمدی گلپایگانی و از طریق ایشان در اختیار شورای عالی حوزه قرار گرفت. جلسات متعدد کارشناسی در باره این طرح در کمیته های زیر مجموعه شورای عالی وقت حوزه برگزار شد و بنده هم برای دفاع از این طرح در برخی از جلساتش دعوت شدم.


متاسفانه نگاهی که امروز به ضرورت راه اندازی چنین مرکزی در بزرگان حوزه دیده می شود ، آن روزها دیده نمی شد بلکه دغدغه ها ، دل نگرانی ها و اما و اگرها جای خودش را به تحقق آن ضرورت داده بود و دیکته ای که نوشته نشده بود ، آنقدر در نظر برخی از اعاظم قم سخت و دشوار و پردردسر جلوه کرد که تقریبا بنده و برخی از دوستان مطلع از طرح، اساسا از تولد چنین مولودی مایوس شدیم و موضوع را رها کردیم . البته آن طرح پرشاخ وبرگ در جاده مصلحت اندیشه های خاص حوزه راهش را طی کرد و در هر پیچ و خمی ذره ای از آن کاسته شد تا این که پس از مدتی نتیجه ایده راه اندازی خبرگزاری حوزه علمیه قم به راه اندازی نشریه هفتگی افق حوزه ختم شد و البته چند سال بعد هم با پذیرش بیشتر آن ضرورت ، مرکز خبر حوزه راه اندازی شد و ان شاءالله در آینده نزدیک با درایت شورای عالی حوزه و بویژه آیت الله یزدی خبرگزاری حوزه علمیه قم شروع به کار خواهد کرد.


بد نیست اشاره کنم که حدود یک سال پس از آماده سازی این طرح، جمعی از دوستان طلبه که بنده هیچ ارتباطی با آنها نداشتم بر اساس همین درد مشترک، سایت خبری رسا نیوز را راه اندازی کردند که در سال 85 هم توانست مجوز رسمی خبرگزاری را از وزارت ارشاد دریافت کند. چون از جهت اسم به فامیلی بنده شباهت داشت ، خیلی ها آن را منسوب به رسایی می پندارند، در حالی که بنده نه در راه اندازی و نه در مدیریت و حتی سیاستگذاری آن هیچ نقشی نداشته و ندارم ، اما از آنجا که جای این اقدام خالی و ضرورت آن را بدیهی می دیدم در جایگاه مشاور وزیر ارشاد و مدیر کل ارشاد قم برای اخذ مجوز رسمی فعالیتش از هیچ کمکی دریغ نکردم و برای آنها و دوستان مرکز خبر حوزه هم آرزوی موفقیت می کنم.


واقعیت این است که حوزه علمیه برخلاف دانشگاه ، همواره در برابر تجدد مقاومت کرده و کوشیده تا آن را کاملا تحلیل کرده ، محاسن و معایب آن را جدا کرده و سپس به آن تن دهد . شاید یکی از دلایل سلامت حوزه ها نسبت به دانشگاه ها در برابر آسیب های فکری و فرهنگی همین مقاومت بوده است . البته این مقاومت در طول سال هایی که بر سرعت تجدد افزوده شده، آسیب هایی را هم برای حوزه بدنبال داشته که نمی توان بر آن چشم بست. خدا کند که دوره مقاومت در برابر ورود ابزارها و ساختارهای اطلاع رسانی مانند خبرگزاری ، روزنامه و حتی (تولید برنامه و انتشار از) شبکه های ماهواره ای در حوزه ها به سر آمده باشد و ما هر چه زودتر شاهد تولد این فرزندان مبارک – البته با تعریف دینی و بومی خودمان - باشیم. بدیهی است که یکی مثل من فراموش نکرده که برای تاثیر گذاری در این میدان باید از سلیقه و ذوق خاص به خودش بهره برد.

 

اضافه کردن دیدگاه جدید