شماره مطلب : 2293
زمان انتشار : 95/8/23 - 19:03 2016/11/13
صحبت کردن با کسی که سابقه حضور در مجلس شورای اسلامی را دارد و در سال‌های اخیر هم به یکی از چهره‌های فعال در فضای مجازی تبدیل شده و مطالب گوناگونی از او در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود، کار راحتی نیست. مخصوصا آن که نشریه تحت هدایت او یکبار در دولت احمدی نژاد و رکورد چهار بار توقیف در طی سه سال عمر دولت حسن روحانی را در کارنامه خود داشته باشد که البته هر پنج بار هم در دادگاه تبرئه و رفع توقیف شده است. حجت‌الاسلام حمید رسایی از آن چهره‌هایی است که گرم و صمیمی برخورد می‌کند اما ...
گفتگوی رمز عبور با حجت‌الاسلام حمید رسایی، مدیرمسئول نشریه «9 دی»:

چهاربار توقیف شدیم چون خط بنفش را زیرپا گذاشته‌ایم؛ نه خط قرمز را

صحبت کردن با کسی که سابقه حضور در مجلس شورای اسلامی را دارد و در سال‌های اخیر هم به یکی از چهره‌های فعال در فضای مجازی تبدیل شده و مطالب گوناگونی از او در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود، کار راحتی نیست. مخصوصا آن که نشریه تحت هدایت او یکبار در دولت احمدی نژاد و رکورد چهار بار توقیف در طی سه سال عمر دولت حسن روحانی را در کارنامه خود داشته باشد که البته هر پنج بار هم در دادگاه تبرئه و رفع توقیف شده است. حجت‌الاسلام حمید رسایی از آن چهره‌هایی است که گرم و صمیمی برخورد می‌کند اما ...

صحبت کردن با کسی که سابقه حضور در مجلس شورای اسلامی را دارد و در سال‌های اخیر هم به یکی از چهره‌های فعال در فضای مجازی تبدیل شده و مطالب گوناگونی از او در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود، کار راحتی نیست. مخصوصا آن که نشریه تحت هدایت او یکبار در دولت احمدی نژاد و رکورد چهار بار توقیف در طی سه سال عمر دولت حسن روحانی را در کارنامه خود داشته باشد که البته هر پنج بار هم در دادگاه تبرئه و رفع توقیف شده است. حجت‌الاسلام حمید رسایی از آن چهره‌هایی است که گرم و صمیمی برخورد می‌کند اما این مساله چیزی از صراحت و انقلابی‌گری او نمی‌کاهد. به مناسبت دور جدید انتشار نشریه 9 دی به سراغ آقای مدیرمسئول رفتیم تا علت این حجم از عدم تحمل نشریه‌اش توسط دولت‌ها را جویا شویم؛ گفتگویی که برخی اوقات با همراهی علیرضا معاف، سردبیر نشریه 9 دی نیز گرمتر می‌شد.

 

آقای رسایی، چرا اینقدر توقیف می‌شوید؟! بعضی ها می‌گویند دوست دارید که توقیف شوید!

9 دی رسانه صریحی است، از روز اول که ما این کار را شروع کردیم، بنا نداشتیم یک نشریه ای باشیم که حرفها را در لفافه بزند. نامی که برای این نشریه انتخاب شده، برگرفته از روزی است که آن روز صریح ترین شعارها نسبت به جریانات ضدانقلابی درون نظام - تعبیری که حضرت آقا بعضی وقتها برای برخی شخصیت های درون نظام به کار بردند – سر داده شد.

یوم الله 9 دی صریح ترین شعارها و رفتار مردم نسبت به این جریان بود. هفته نامه 9 دی هم از روز اول که با دوستانی آن را شروع کردیم ، گفتیمکه  این هفته نامه قرار است شفاف و صریح صحبت کند، پاسخ به شبهات را صریح می دهیم، جاهایی که لازم است در خصوص کسانی که قبولشان نداریم، شبهه صریح ایجاد می کنیم تا پاسخ بدهیم.

یعنی توقیف هفته نامه را به دلیل صراحتش می دانید؟

هر رسانه ای نان صراحتش را می خورد. اساسا نشریه و رسانه اگر صریح نباشد که نشریه نیست. دلیل اصلی به عملکرد وزارت ارشاد و جهت گیری حاکم بر هیات نظارت بر مطبوعات برمی گردد که متاسفانه تا الان توقیف ها بر اساس آن موارد و مبانی قانونی نبوده است. نشانه آن هم این است که ما پنج بار  توقیف شدیم و هر پنج بار رفع توقیف شدیم. یک بار در دولت قبل، چهار بار هم در این دولت و هرپنج بار رفع توقیف 9 دی بدون دریافت اخطار یا تذکر یا چیزی از طرف آن مقام قضایی بوده است. بررسی که شده، مستندات ارائه شده، معلوم شده مشکلی متوجه نشریه نیست.

به یک تعبیر درست تر بگویم. در این دولت که بی سابقه است ما چهار بار توقیف شدیم، دلیل عمده آن این است که خطوط بنفشی وجود دارد که 9 دی برای محافظت و مراقبت از خطوط قرمز، گاهی از آن خطوط بنفش رد می شود. ما خطوط قرمز نظام را رعایت می کنیم، ولی خطوط بنفش را رعایت نمی کنیم.

اسم توقیف که می آید، معمولا دو طیف دارد. یکسری نشریات ساختارشکن و ضدانقلاب که معروف هستند و معمولا شلوغ و هوچی گری می کنند که ما را بستند. یک بحث هم این است که برخی نشریات به اسم انقلابی گری، رفتارهای ناشایست و توهین آمیز و خلاف شأن جامعه انجام می‌دهند. «9 دی» هیچ کدام اینها نیست اما باز هم توقیف می شود و بیشتر از همه هم توقیف می شود!

پس نباید بگویید معمولا دو طیف توقیف می شوند چون واقعا فقط این دو طیف نیست. البته فقط 9 دی نیست، گاهی رسانه های دیگری هم بودند که به همین شکل توقیف شدند، از باب کم تحملی مسئولین. مثلا کیهان یک بار توقیف شده، خبرگزاری فارس فیلتر شد، خود رمز عبور توقیف شد، الان جهان نیوز توقیف است. دفعات قبل که توقیف شده بودم یادم هست در مجلس که بودیم خبرنگاران اصلاح طلب می آمدند و برای اینکه منتی سر ما بگذارند، مثلا خبرنگار شرق، اعتماد و خبرنگاران رسانه هایی که سابقه توقیف داشتند  می گفتند برای ما فرقی نمی کند، اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب ندارد، حتی شما که تندرو هستید توقیف هم شدید، ما ناراحت هستیم و معتقدیم نباید نشریات توقیف شوند.

پاسخ من به آنها این بود که من برخلاف شما فکر می کنم. به نظر من بعضی وقتها نشریات باید توقیف شوند. بستگی دارد دلیل توقیف چه باشد. نشریه و رسانه ای که در زمین دشمن بازی می کند، قانون را رعایت نمی کند، آن مواردی که قانون تعیین کرده و مثلا مربوط به امنیت ملی ما است، رعایت نمی کند یا نسبت به اصول اعتقادی ما هجمه می آورد و ارزشهای ما را زیر سوال می برد، حتما باید توقیف شود. چه کسی گفته نشریات به صورت مطلق نباید توقیف شوند؟ اگر این اتفاق بیفتد و این رفتارها را داشته باشند، بنده موافق توقیفشان هستم.

 همان طور که داروی فاسد وقتی در مراکز فروش داروعرضه می شود، باید برخورد شود، گاها باید دارو جمع آوری شود، گاها باید کسی که این دارو را تولید کرده، از اصل و اساس درش را ببندند، رسانه هم همین طوری است و من مثل شما فکر نمی کنم. ولی توقیف 9 دی جزو اینها نیست، چون ما نه دین و ارزش های دینی را زیر سوال بردیم، نه خلاف امنیت ملی کار کردیم، نه مثلا موضوع محرمانه ای را منتشر کردیم، چیزی نبوده است، انتقاد از دولت است، دولت تحمل ندارد، این هست.

حاج آقا، همیشه یکسری خطوط قرمز برای دولت‌ها بوده که دوست نداشتند نقد شوند اما انگار این دولت خطوط قرمزش به قول شما رنگ های دیگری هم دارد که مثلا یک نشریه دانشجویی را به خاطر اینکه در مطلبی که درباره دولت بوده، علامت تعجب زیاد استفاده کرده، توقیف کردند.

در دولت آقای روحانی به دلیل همان خلق و خوی سلطنت مآبانه ای است که یک بار هم حضرت آقا در دیدار هفته دولت سال قبل تذکر داد که ایشان گفتند سلطنت مآبانه برخورد نکنید. این خوی سلطنت مآبی که از بالا به پایین نگاه می کنند و اساسا کسی از آنها انتقاد و سوال کند، نمی توانند تحمل کنند، در این دولت خیلی بیشتر از دولت های قبل است. یعنی به نظر من آقای روحانی روی آقای هاشمی و دوره هاشمی را سفید کرده است. حالا دولت اصلاحات هم همین ویژگی را داشتند منتها دولت خاتمی از اینها کمتر بود. دولت آقای احمدی نژاد کمترین ویژگی از این جهت را داشت، اما آنها هم سالهای آخر تحمل نمی کردند. خود ما در آن دولت توقیف شدیم، دلیل اصلی آن بحث نقدهای صریحی که 9 دی به حلقه انحرافی داشت، بود. هر چند در ظاهر ما را به دلیل دیگری توقیف کردند...

دلیل توقیف در دولت قبل چه بود؟

 درج کاریکاتوری از خاتمی بود، البته کاریکاتور نبود نقاشی بود که رئیس‌جمهور اصلاحات شمعی که از عدد 2 خرداد درست شده بود را داشت فوت می کرد، این تصویری بود که کاریکاتوریست آن با خاتمی با این نقاشی عکس گرفته بودند...

کارتون هادی حیدری بود

بله آقای هادی حیدری عکس یادگاری گرفتند و قبلا هم در رسانه های دیگر چاپ شده، اگر این توهین بود، قاعدتا باید آن رسانه ها را توقیف می کردند. من یادم است آن موقع که برای پیگیری این موضوع به دادگاه رفتیم و در کیفرخواست نوشته بودند که این توهین به روحانیت است. پاسخی که من دادم این بود، گفتم که اگر این مصداق توهین باشد، دادگاه ویژه روحانیت زیر سئوال می رود، چون کدام آدم عاقلی با تصویر توهین آمیز نسبت به خودش عکس یادگاری می گیرد و آن را منتشر می کند؟ پس یا این تصویر برداشت توهین ندارد، یا اگر دارد آن آدم که با توهین به خودش عکس یادگاری گرفته، عاقل نیست. و سئوال از دادگاه ویژه روحانیت این است که چرا فردی که عاقل نیست را خلع لباس نکرده؟!

حالا دلایل واقعی توقیف چه بود؟

آن موقع به این بهانه ما توقیف شدیم، ولی اخباری که خودمان هم داشتیم، پشت صحنه اش یادداشتی بود که من در همان شماره 9 دی نوشته بودم و تیترش این بود که «کشمیری را دستگیر کنید، حتی اگر رجایی عصبانی شود و اعتراض کند.» آقای احمدی نژاد البته با توقیف مخالف بود و به وزیر ارشاد هم اعتراض کرده بود ولی مطالبه مستقیم حلقه اطراف ایشان از معاونت مطبوعاتی برخورد با 9 دی بود که معاون وقت هم راه برخورد را توقیف دیده بود.

آن موقعی که شنیدید که روحانی گفت «به خدا پناه می برم از بستن دهان منتقدین»، فکر می‌کردید این اتفاقات بیفتد؟

ما آقای روحانی را می شناختیم. آقای روحانی از قبل برای بخشی از خواص چهره گمنامی نبود که مثلا ندانیم آقای روحانی این طوری است. خیلی ها می دانستند آقای روحانی آدم کم تحملی است و این رفتار سلطنت مآبانه در ایشان هست و آن موقعی هم که این حرف را می زد، پناه می برم به خدا از بستن دهان منتقدین»، همان موقع برای ما مشخص بود که این یک شعار و یک پُز سیاسی است، این واقعیت نیست و چنین اعتقادی پشت این حرف نیست.

من به جرأت می توانم بگویم که در سطح عالی، تنها مسئولی که انتقادپذیر است، مقام معظم رهبری است وغیر از ایشان مسئولان دیگر نسبت به انتقاد و نقد واکنش نشان می دهند. البته رتبه بندی دارد، بعضی ها بیشتر و بعضی کمتر، اختصاص به آقای روحانی هم ندارد. شما نگاه کنید بعضی از آقایان دیگرهم تحمل نقد وانتقاد را ندارند. اگر به آنها نقد وانتقادی شود، واکنش های شدید نشان می دهند.

به نظر شما شخص آقای روحانی این منش را به دولت تزریق کرده یا نه، اطرافیان و مشاوران و... هستند؟

کلا دولت، دولتی است که خودش را مدیر بقیه می داند، یعنی یک دست بالاتر می داند. خودشان را مسئول نمی دانند، پاسخگو و مورد سوال نمی دانند. می گویند ما داریم شما را اداره می کنیم، ما صاحب هستیم. یک نَمه ای از همان اخلاق حاکم بر دولت سازندگی است که سر جامعه منت می گذارند، کما اینکه بعضی از آقایان وزرا که ثروتشان را که دارند، وضعشان هم که خوب است و می گویند ما به این جایگاه و حقوق نیازی نداریم. سر نظام منت می گذارند که تازه ما داریم کمک می کنیم، در حالی که نظام سر اینها منت دارد، تقریبا می شود گفت همه اینها اگر امروز چیزی دارند، زیر سایه همین مسئولیت ها به دست آورده اند، تازه باید پاسخ بدهند که چطوری با مسئولیت در نظام جمهوری اسلامی توانستند به ثروت های هزار میلیاردی برسند.

 ولی کلا این خلق و خوی حاکم بر اعضای دولت است. می گوید« الناس علی دین ملوکهم»، بالاخره رئیس دولت وقتی این گونه است. چه کسی را انتخاب می کند؟ کبوتر با کبوتر، باز با باز،  کسی را انتخاب نمی کند که از او انتقاد کند. این توصیه امیرالمومنین (ع) است که حضرت می فرمایند به اطرافیانت نگاه کن، کسی که بیشتر تو را مورد نقد قرار می دهد تا آن کسی که بیشتر تو را تمجید، مدح و ستایش می کند، این را قدر بدان. این اخلاق اگر حاکم باشد، باعث رشد خود آن طرف و تیم همراهش می شود.اما متاسفانه این اخلاق در این دولت واقعا ضعیف بوده است.

چند وقتی است که موجی راه افتاده که می‌گویند رسانه‌ها به رئیس جمهور توهین می کنند و تخریب دولت در دستور کار آنهاست. داستانش چیست؟ به نظر شما فاز جدیدی است برای حمله به منتقدین؟

تخریب و توهین در قانون تعریف شده، بالاخره کسی که در یک جایگاه و مقامی قرار می گیرد، شهرت پیدا می کند، به عقیده من زکات شهرت، نقد است. شامل خود من هم می شود، بارها به دیگران گفتم، در مقام عمل هم عمل کردم. ما به دلیل شهرت و جایگاهمان تریبون داریم. بنده الان مطلبی بنویسم یا مصاحبه ای کنم، این بُردش از آدم های عادی جامعه خیلی بیشتر است.

 زکات این جایگاه چه است؟ نقد است، باید نقدپذیر باشیم. به صِرف اینکه کسی حرف زد، البته این وظیفه ما است. وظیفه آن کسی که دارد نقد می کند این است که رعایت کند. ولی متاسفانه الان طوری شده که شما وقتی حرف بزنید می گویند توهین می کنید. نمونه ها و مصادیقش هم زیاد است. ولی اگر بخواهیم به سمت جامعه ای پیش برویم، با این شعاری که خود آقایان می دهند، باید بپذیرند که در نقد، حلوا خیرات نمی شود. البته بهترین شیوه نقد این است که شما وقتی معایب را می گویید، راه حل را هم بگویید، ولی نقد الزاما فقط این نیست که حتما شما باید در کنار معایب راه حل را هم بگویید، گاهی اوقات نشان دادن عیب، خودش بخشی از نقد است. شما عیب را می گویید، در کنارش اگر شما راه حل به نظرتان نمی رسد، چهار نفر دیگر شاید به نظرشان برسد، یا خود من که مورد نقد قرار گرفته ام، وقتی بفهمم این عیب وجود دارم، به فکر راه حلش باشم.  یا اگر ببینیم در جامعه یک طیف گسترده ای چیزی را عیب می بینند، من شاید عیب نبینم، ولی واقعا این من را به فکر وادارد که یک برداشت عمومی به موضوع، نقدی وجود دارد و به سمت اصلاح بروم.

اخیرا هم مثل اینکه مهدی هاشمی رفسنجانی از شما شکایتی کرده است.

شکایت مهدی هاشمی مربوط به سال 91 است. شماره 71 هفته نامه 9 دی درست در ایامی است که پرونده مهدی هاشمی در جریان بود و فشارهای سنگینی روی قوه قضائیه بود. البته یک بار در نطقم گفتم که قوه قضائیه در فشار است، همین دادستان تهران آقای دولت آبادی از ما شکایت کرد که تو تهمت زدی، ما در فشار نیستیم. ولی بعد از آن دادستان کل کشور که الان معاون اول قوه قضائیه است، فکر می کنم تا حالا چهار بار، که فقط دو بار آن را تلویزیون پخش کرده است، گفته سخت ترین پرونده ای که ما به شدت در فشار بودیم، پرونده مهدی هاشمی بود.

به هر ترتیب این پرونده، پرونده ملی بود و اتفاقا اگر ورود رسانه ها از جمله 9دی و مطالبه این موضوع وجود نداشت، شاید این فشارها بر اراده دستگاه قضایی غلبه می کرد. کما اینکه مشکلات مهدی هاشمی مربوط به امسال، پارسال و دو سال قبل نیست. برخی از این موارد در پرونده مهدی هاشمی مربوط به 20 سال قبل می شود. همان موقعی که آقای هاشمی در خاطراتش نوشته که مهدی را ببرند در هیات مدیره و از همان جاها شروع شده است. خود این یک رانت بزرگی است که در حقیقت می گویند که خانه از پای بست ویران بود. اگر آقای هاشمی پسر خودش را مثل بقیه می دید. کدام بچه 22 ساله ای چنین فرصتی پیدا می کند که عضو هیات مدیره شرکت نفتی شود که حقوقش هم مشخص است. طبیعی است اینها فسادآور بود. اگر همان ایام برخورد شده بود، نه پرونده مهدی هاشمی به اینجا کشیده می شد، نه آبروی هاشمی این طور می رفت.

چرا کسی با تخلفات مهدی برخورد نکرد؟

ولی آن موقع بعضی ها ورود کردند و مورد عتاب و خطاب آقای هاشمی قرار گرفتند. دستگاه قضایی هم مماشات کرد و پشت گوش انداخت و مصلحت اندیشی کرد. خروجی اش این شد. به هر ترتیب آن ایام ، رسانه های مختلفی پای این کار ایستادند واین مطالبه گری را انجام دادند. 9 دی هم یکی از آنها بود که مهدی هاشمی از خیلی از آنها شکایت کرده، فقط ما نیستیم، بقیه هم هستند.

 آن چیزی که عجیب بود این بود که دادستان ویژه روحانیت تهران، پرونده شکایت سال 91 را در سال 95 به دادگاه ارجاع داد که یک جلسه اش هم برگزار شد، بنده سوال کردم اگر سال 91 شکایت وارد بوده، چرا همان زمان به دادگاه ارجاع نداده اید؟ اگر ناوارد بوده، چرا الان ارجاع دادید؟ دلیل اینکه چهار سال این پرونده متوقف می ماند چه بود؟ اگر به پرونده دیگر مهدی هاشمی در دادگاه انقلاب برمی گشت، وقتی آن پرونده به نتیجه رسید، مهدی هاشمی هم محکوم شده، معنی ندارد اینجا شما ارجاع دهید و بگویید که صحبت های ما نشر اکاذیب و افترا بوده، آن هم برای مواردی که مهدی هاشمی برای آن موارد محکوم شده است. البته طبیعتا ما در مسیر قضایی دفاع می کنیم و حرفمان را می زنیم

الان شما از پرونده مهدی هاشمی خبر دارید که در چه مسیری است؟

تا آن جایی که من خبر دارم، مهدی هاشمی گاهی مرخصی می گیرد و به زندان می رود! (خنده)

برای بقیه مجرمین هم این طوری هست؟

نه، طبیعتا نیست. من یک بار در مجلس گفتم اگر اسم پدر ما هم اکبر بود، شاید با ما یک طور دیگری رفتار می کردند. (خنده)

دولت در قضیه شبکه اجتماعی و فیلتر به شدت یقه چاک می کند، هزینه می دهد، مقاومت می کند که باید آزادی و آزادی بیان باشد اما از یک هفته نامه ای که همه فشارها را هم بر آن آورده، مالی، سیاسی و ... نمی گذرد؛ یعنی فشار می آورد که 5-4 بار تعطیل و توقیف شود. ریشه این تناقض چیست؟

ریشه اش در این است که ادعا می کند دولت راستگویان است. مهمترین دلیلش این است. اینها ادعاست. تحمل وجود ندارد، شما در هیچ کجا این را نمی بینید. آقای روحانی حتی تحمل شعار مردم را هم ندارد. شما در قدرت هستید، دولت دارید، وقتی مردم شعار می دهند، نمی توانید چند دقیقه شعار مردم را بشنوید و برافروخته می شود و آقای روحانی به مردم می گوید شعار ندهید، در حالی که وظیفه یک مسئول شنیدن این حرفهاست. یعنی کمترین توقع مردم این است که وقتی فشار به آنها آمده و شعار می دهند، آن مقام مسئولشان شعارها را گوش دهد. ولی آقای روحانی همین را تحمل نمی کند با خطاب وعتاب، گاهی اوقات شعار را می شنود وبعد می گوید من پیام شما را گرفتم، پیگیری و دنبال می کنم، حالا بگذارید من حرفم را بزنم. ولی اینکه طرف برآشفته شود و با خطاب و عتاب با مردم حرف بزند، این حکایت از همان سلطنت مآبی می کند.

با نکته‌ای که گفتید، یک سوال به ذهنم رسید. دو رئیس جمهور با شعار آزادی و آزادی بیان داریم. یکی گفت در دانشگاه به دانشجویان گفت شما را از سالن بیرون می اندازم، یکی هم این طوری به شعار مردم واکنش نشان می‌دهد. از آن طرف یک رئیس جمهور که گفتند بسته و دیکتاتور است، گفت آقا عکس ما را در دانشگاه آتش زدید، ایرادی ندارد. چه چیزی می شود که این طوری خودشان را به افکار عمومی معرفی می کنند که ما با این کارنامه سیاه حامی آزادی بیان هستیم و بقیه دیکتاتور هستند؟

یک لایه ای از رفتارهای متناقض وجود دارد که ریشه اش به ایدئولوژی حاکم بر آن دولت یا بر آن جریان یا بر آن سیستم مدیریتی برمی گردد. اعتقاد واقعی و حقیقی به این موضوع وجود ندارد و اینها بیشتر شعارهای تبلیغاتی است که از آن استفاده می کنند. شعاری که آنها می دهند را در مقام عمل بیشتر ما عمل می کنیم. یعنی اگر شما نگاه کنید الان واقعا جریان حزب الله هزینه بده برای نظام یا حتی چهره ها و شخصیتشان بیشترین نقدها به آنها می شود، کمترین پیگیری و شکایت صورت می گیرد. از آن طرف با کوچکترین نقدی، حمله قضایی، فشار قضایی آورده می شود، دهان ها بسته می شود، توبیخ می شوند. این به تناقض حاکم بر ایدئولوژی برمی گردد.

شما تا حالا به خاطر انتقاد از رئیس مجلس واکنشی داشتید که بسته شوید یا تذکر بگیرید؟

در همین موارد توقیف اخیرمان، یکی از مواردی که به دادگاه ارجاع شده بود، بعد از قصه تصویب برجام بود که تیتر 9 دی قانون شکنی مثل آب خوردن بود و مجلس از آن شکایت کرد. هیات نظارت هم به دادگاه ارجاع داده بود که ما هم دفاع کردیم. مواردی را که آقای لاریجانی در روز تصویب برجام نقض قانون کرده بود، همه آن موارد را با مستندات ارائه دادیم، دادگاه هم پذیرفت که ما حرف غلطی نزده ایم، قانون شکنی شده است.

آقای رسایی؛ 9 دی نشریه تندروهاست؟ اصلا تندرو یعنی چه؟

من تندرویی را مذمت نمی دانم. تندروی، کندروی نسبی هستند. گاهی اوقات کسی 10 کیلومتر جلوترش را می بیند، می گوید این حوادث دارد اتفاق می افتد، کسی که قدرت تحلیل ندارد یا حال تحلیل ندارد یا اطلاعات لازم برای تحلیل را ندارد، 10 متر جلوترش را بیشتر نمی تواند ببیند. وقتی من می گویم آقا این اتفاقات دارد می افتد، او هر چه نگاه می کند، چون افق دیدش 10متر است، می گوید نه وجود ندارد، شما  آدم افراطی و تندرویی هستید. دارید تند می روید، دارید بیش از آن چیزی که واقعیت است، موضع می گیرید.

تندروی اگر پافشاری روی اصول و آرمانها باشد، مذموم نیست. ولی اگر برخلافش باشد، یعنی شما تند بروید، منتها عکس جهت اصول و آرمانها و آن خطرناک و قابل مذمت است. ولی آن چیزی که الان مصداق برای این عنوان و این مفهوم درست می شود، پافشاری روی اصول و ارزشهاست، چیزی که مورد نقد رهبر انقلاب هم قرار گرفته که مذمت می کنند کسانی که اصطلاح تندرو را برای مجموعه هایی به کار می برند که آن مجموعه ها روی یکسری اصول و ارزشها پافشاری دارند و حاضر نیستند دست از این اصول و ارزشها بردارند.

الان خیلی مُد شده بعضی ها می گویند که بیاید فراموش کنیم 88 چه اتفاقی افتاد، آشتی ملی و همه برای کشور. اسم نشریه شما داغ دل آنها را تازه می کند. این خوب است یا بد؟

یکبار در ملاقاتهایی که توفیق شده بود، در حاشیه ملاقات ها توانستیم چند دقیقه خدمت حضرت آقا برسیم، آن موقع هنوز 9 دی منتشر نشده بود، من مجوزش را گرفته بودم، خدمت ایشان گفتم ما مجوز یک هفته نامه به نام 9 دی را گرفته ایم، آقا خیلی خوشحال شدند گفتند کار خوبی کردید اسم این هفته نامه را 9 دی گذاشتید. این اسم باید زنده بماند.

به اهداف آن روز هم پایبند مانده اید؟

به هر ترتیب هدف ما این بوده که هم در مقام عمل و هم در مقام ظاهر، این عنوان را حفظ کنیم.ما تعمدا این اسم را گذاشتیم. این را یکی از توفیقات خدا می دانم که هر هفته یکی از ایام الله انقلاب اسلامی را ما یادآوری می کنیم. سعی هم کردیم در مسیر حرکت 9 دی و موضع گیری هایمان، نسبت به حوادث و موضوعات هم به شکلی رفتار کنیم که در چارچوب احزاب، گروه ها و جریانات محدود نشویم. من یک موقعی جزو شورای مرکزی جبهه پایداری بودم.

 آن ایام یادم است گاهی اوقات تیترهایی که می زدیم خوشایند برخی دوستان در شورای مرکزی جبهه پایداری نبود و انتقاد می کردند که این تیترهایی که شما می زنید، انتقادهایی را متوجه جبهه پایداری می کند و ما می گفتیم که ما رسانه جبهه پایداری نیستیم، خیلی راحت هم ما در یکی دو تا از سرمقاله هایمان اعلام کردیم، هم آنها مصاحبه کردند که بعضی از نشریات ربطی به ما ندارند.

ما در قالب احزاب و گروه ها خودمان را محدود نکردیم. در همین حوادث اخیر هم وقتی در کنار فیش های نجومی انتقاد کردیم و سرو صدا کردیم و از آن نگذشتیم. وقتی برای ما محرز شد که در قصه واگذاری های شهرداری هم تخلف صورت گرفته، انتقادمان را داشتیم. با اینکه بعضی از دوستان توصیه و پیشنهاد و درخواست می کردند که این باعث می شود انتقادات به جریان خودی باشد. گفتیم اینها ربطی ندارد، اگر هم جریان خودی باشند، اگر تخلفی شده، ما باید در اصلاح این تخلف اقدام کنیم.

این اسم در طول این ایام واقعا برای بعضی ها اعصاب خوردکن بوده است. این که می گویم چون خبر دارم این ویژگی وجود دارد، بالاخره عده ای خوششان نمی آید 9 دی یادآوری شود، چون یادآوری 9 دی، یعنی یادآوری رفتارها، قانون شکنی، سکوت و مواضع دوپهلوی آنها.

یعنی شما با آشتی ملی مخالف هستید؟

نه، ما مصداق آشتی ملی را، این چیزی که اینها می گویند نمی دانیم و گرنه آشتی ملی چیز خیلی خوبی است. آشتی ملی حول محور ولایت و مواضع رهبری طبعا قابل تحققو لازم است.

آنها می گویند فراموش کنیم و گذشت کنیم

این حرف اگر باشد باید بگوییم چرا امیرالمومنین(ع) همه چیز را فراموش نکرد. چرا امام (ره) مثلا اختلافش با نهضت آزادی را فراموش نکرد.

شاید تندرو بودند!

بله بودند، حضرت آقا هم گفت که در رأس تندروها خود من هستم. البته از نگاه آنها، ولی از نگاه خود ما اینها تندروی نیست.

بعضی وقت ها باعث شادی بعضی کانال های تلگرام هم می شوید. خبر توقیف 9 دی که می آید، برخی جشن و سرور راه می اندازند. چه کار کردید که وقتی حذف می‌شوید، خوشحال می شوند؟ خب ما رسانه حزب اللهی کم نداریم.

وقتی در مجلس بودم هم من بازتاب طیفی از مردم بودم، من هم از خودم چیزی نداشتم، بالاخره یک طیفی بودند، بنای ما این بود صدای آنها باشیم. حتی گاهی در مجلس بعضی از نمایندگان محترم می گفتند، این طور شما موضع می گیرید، اقلیتی این را دوست دارند. گفتم من می خواهم صدای همان اقلیت باشم، نمی خواهم صدای آن اکثریت باشم که شما فکر می کنید. قائل به این نبودم، اتفاقا اگر ما حق طلبی وعدالت طلبی کنیم و درست موضع بگیریم، اکثریت جامعه آن را می خواهند. اگر هم جایی نشده، ما بلد نبودیم، مشکل از ماست، والا اکثریت این مردم واقعا حق طلب و عدالت طلب هستند.

چه می شود که مدیر مسئول تندروی یک نشریه تندرو در یک برنامه اینترنتی با یک مجری حامی دولت مصاحبه می کند، کامنت هایی که همیشه مخالف و در تایید آن برنامه است، می گوید رسایی خیلی منطقی صحبت کرد و تصورمان این نبود؟

اتفاقا این برنامه یک نظرسنجی هم داشت که مخاطبان به صداقت میهمان رای می دادند و 80 درصد به صداقت برنامه ما رای دادند. دلیلش این است که بسیاری از کسانی که آن کامنت ها را گذاشتند، ما را از دریچه رسانه های تحریف گر شناختند، یعنی ما نتوانستیم این ارتباط مستقیم که به صورت طبیعی ممکن هم نیست، ما در بعضی از رسانه های خودمان، مثلا صدا و سیما که محروم هستیم اجازه نمی دهند. در آن برنامه، برنامه «دید در شب» این فرصت ایجاد شد و نه آن، خیلی از برنامه های دیگر شده، برنامه های تلویزیونی، مردم بعد از آن، بازتاب هایی که در فضای مجازی خودمان آمده، می گویند تلقی ما این بوده که شما یک مشت آدمی هستید که تند، افراطی، بی منطق وعصبانی، در حالی که می بینیم نه، واقعا حرفهای شما منطقی است. دلیل عمده آن این است که رسانه های مخالف ما که اتفاقا برخلاف شعار دانستن حق مردم هست، با تحریف پیام و شخصیت ها را به جامعه معرفی می کنند، تلاش می کنند ما را این گونه به جامعه معرفی کنند. یا اگر ما موضعی داریم، بالاخره این موضع گیری ما را با تخطی که خودش نوعی از تحریف است، در اختیار مخاطب می گذارند. یا با عکسهایی که آقای کوچک زاده که شما نگاه کنید اکثر عکسهایی که از ایشان در اینترنت گذاشتند، در حالت عصبانی است، برای اینکه نشان دهند که یک آدم عصبانی است. آقای خاتمی آدم عصبانی مزاجی بود، ولی شما وقتی نگاه می کنید اکثر عکس هایی که از ایشان منتشر کرده اند در حال خنده و لبخند است که مدیریت رسانه ای این موضوع است. این هم دلیلش همین است.

خب مقداری هم خاطره بگویید. چه شد 9 دی متولد شد؟ این همه تندرو را چطوری یک جا جمع کردید؟ اسمش اول همین بود و به همین نیت بود؟

نه، من خیلی دنبال یک رسانه بودم، چون رسانه را می شناسم، به رسانه اعتقاد دارم، رسانه را یک چیز تاثیرگذار می دانم، پیگیر بودم. آن ایام تا یک مدتی هیات نظارت مجوز نمی داد، در زمان آقای احمدی نژاد، با اینکه آقای صفار هرندی وزیر ارشاد بود ولی بنده موفق به اخذ مجوز نشدم .

یعنی قبل از 88 برای درخواست مجوز اقدام کرده بودید؟

بله، قبل از 88،  یک سال و نیم تا دو سال قبلش اقدام کرده بودم. مجوز داده نمی شد، دلیلش هم این بود که برخی از اعضای هیات نظارت می گفتند اینها تندرو و افراطی هستند. البته اگر اراده جدی ای از طرف مسئولان وزارت خانه بود، شاید می شد این اتفاق بیفتد. کما اینکه بعد از دوره آقای صفار، در دوره آقای حسینی و با تغییر معاون مطبوعاتی آن ایام، این اتفاق افتاد و ما مجوز گرفتیم.

بعد از اینکه مجوز گرفتیم، دوستانی را که فکر می کردیم با ما همفکر هستند، از باب مشورت صدا زدیم که چه کار کنیم، صفحات چگونه باشد. شاید مثلا دو ماه همین مباحث طول کشید و 8-7 جلسه برگزار شد و در جلسه سوم یا چهارم بود که کم کم به جمع بندی رسیدیم،  دوست و برادرمان آقای معاف به عنوان سردبیر که ایشان هم آمدند و به همان جمع چند نفره مشورتی اضافه شدند و کار ادامه پیدا کرد، تا عملیاتی شد و شماره اول و دوستان متعددی هم در طول این ایام همکاری کردند.

شماره اول چه تاریخی منتشر شد؟

شماره اول 9 دی سال 89 بود که ما می خواستیم همزمان با عاشورای سال 89 که چند هفته جلوتر از 9 دی می شد، یعنی سه شماره یا دو شماره جلوتر از 9 دی می شد که بعد، مشکلاتی پیش آمد و نتوانستیم. ولی همزمان با 9 دی سال 89 اولین شماره بیرون آمد که دوستان اولی که به عنوان شورای سردبیری 9 دی بودند، آقایان نیلی، یامین پور، مُعاف، دکتر عباسی، جهاندیده و خود من هم بودم و بعد هم خیلی از دوستان مشغول فعالیت بودند، کم کم نشریه که راه افتاد، مشغله های آنها به شکلی بود که اجازه ادامه همکاری نمی داد. کم کم بعضی از دوستان به خاطر مشغله ها و مسئولیتهای دیگر، امکان همکاری و حضورشان ممکن نبود. تا تغییر صورت گرفت، ولی تیمی که الان در 9 دی هست و کار روی دوششان است، از روز اول بود تا الان هم تقریبا مانده است.

شاید حق التحریر خوب می دهید که دوستان مانده اند؟

 من یادم است زمانی که 9 دی را شروع کردیم، 5 میلیون تومان در حساب من بود، خودم بعضی وقت ها یادم می افتد، فکر می کردم می گفتم برای این نشریه پول هم نداریم چطور ادامه دهیم ولی خدا کمک کرد. آن اوایل تا آن جایی که می توانستیم باعُرف معمولی پایین، پرداخت هایی بود، ولی تقریبا نزدیک یک سال است که ما حتی به هیات تحریریه مان چیزی پرداخت نمی کنیم، به دلیل اینکه چنین توانی را نداریم و دوستان هم بر اساس اعتقاداتشان قبول کردند و کمک کرده اند.

9دی از نهاد یا ارگانی کمک نمی گیرد؟

9 دی از هیچ جایی کمک نمی گیرد، یعنی ما بودجه مشخصی از ارگانی، نهادی نداریم.  می گویند اوقاف پول 9 دی را می دهد، اصلا و ابدا این گونه نیست یا سپاه پول 9 دی را می دهد، اصلا و ابدا این گونه نیست. 9 دی با همت همین دوستانی که هستند، یک بخشش فروش دارد، یک بخشی آگهی گرفته می شود، واقعا با حداقل ها 9 دی خودش را می چرخاند.

توقیف کمر روزنامه را می شکند.

بله، بی تاثیر نیست. البته محاسنی هم دارد، باعث شناخته شده ترشدن یک رسانه می شود. ولی واقعیتش این است که ضربه مالی می خورد. چون سامانه توزیع می پاشد، مشترکین دچار مشکل می شوند، دوباره تا مخاطب پی ببرد از توقیف درآمدیم. البته یکی از دلایل توقیف 9 دی هم همین از هم پاشاندن آن است.

 ما یک بار آمار گرفتیم از حدود هزار کیوسکی که در تهران بود، در 300 کیوسک فروشمان صفر بود و در  700 کیوسک فروشمان بالای 60 درصد بود. این حکایت از آن می کرد که آن 300 کیوسک دارد مدیریت می شود، یعنی در اختیار یک جریان است که اجازه فروش 9 دی را نمی دهد. اما خدا را شکر چون 9 دی از جهت مالی استقلال دارد و چون استقلال دارد، راحت حرف می زند.

برنامه هدف گذاری تان برای آینده 9 دی چیست؟ همین هفته نامه معمولی پیش برود یا نه؟

من قائل به روزنامه نیستم، اولا احساس ضرورت نمی کنم، به اضافه اینکه روزنامه شدن توان مالی می خواهد، ما در هفته بتوانیم خودمان را جمع و جور کنیم و یک تحلیلی ارائه دهیم، آن چیزی که می فهمیم و صدای بعضی ها را منتشر کنیم، بیشتر از این فعلا برنامه نداریم.

الان خود شما در اینترنت خیلی فعال هستید، شبکه های اجتماعی و...ضرورت اینکه دوباره هفته نامه کاغذی منتشر کنید چیست؟

هر کدام از اینها بُرش و تاثیر خودشان را دارند. یک طیفی از مخاطبان در جامعه ما اهل فضای مجازی نیستند و اصلا به فضای مجازی مراجعه نمی کنند بخش عمده ای از نخبگان این طوری هستند. تعدادی از مخاطبان نه می دانند تلگرام چیست، نه می داند اینترنت چیست ولی با رسانه مکتوب انس دارند. به اضافه اینکه رسانه مکتوب ماندگار است. فضای مجازی ماندگار نیست. شما اگر چیزی را روی کاغذ آوردید، 10-20سال دیگر هم به آن مراجعه می کنید. ولی در فضای مجازی اینطور نیست. رسانه مکتوب ماندگار است و تاثیر خودش را بیشتر دارد. مهم این است که خدا به ما توفیق داده، مجموعه ای از دوستان هستند، تیمی هستیم، وقتی می توانیم با دو دست . نه می دانند تلگرام چیست، نه می داند اینترنت چیست، به نظام و انقلاب کمک کنیم، چرا نکنیم.

اضافه کردن دیدگاه جدید