شماره مطلب : 2402
زمان انتشار : 96/3/9 - 12:30 2017/5/30
من شخصاً یک گرفتاری خاصی دارم و آن این است که اگر من هر روز صحبت بکنم یا روزی دو مرتبه صحبت بکنم، اطبا می‌آیند و به من اشکال می‌کنند و جمع می‌شوند که شما صحبت زیاد نکنید. و اگر دو - سه روز صحبت نکنم، رادیوهای خارجی می‌گویند که فلان چه شده و چه شده و حاصل [اینکه‌] می‌رود همین دو - سه روزه و همین چند وقت و اینها.
پاسخ امام خمینی به جو سازی رسانه های معاند

درباره دروغ تشدید بیماری امام خامنه ای

من شخصاً یک گرفتاری خاصی دارم و آن این است که اگر من هر روز صحبت بکنم یا روزی دو مرتبه صحبت بکنم، اطبا می‌آیند و به من اشکال می‌کنند و جمع می‌شوند که شما صحبت زیاد نکنید. و اگر دو - سه روز صحبت نکنم، رادیوهای خارجی می‌گویند که فلان چه شده و چه شده و حاصل [اینکه‌] می‌رود همین دو - سه روزه و همین چند وقت و اینها.
 
 در روزهای اخیر برخی از رسانه های کینه توز و معاند در تلاشند تا با تشکیک در سلامتی امام خامنه ای، دل مؤمنین و دوستداران انقلاب اسلامی را در  اقصی نقاط دنیا بویژه در داخل کشور خالی کنند و به اعتقاد خودشان با ایجاد این جنگ روانی، برای چند صباحی بهره ببرند! این رفتار ذلیلانه البته نه برای اولین بار که پیش از این هم  سابقه داشته است. معاندین حقیر در سال 59 وقتی این شایعات را درباره امام خمینی (ره) در رسانه های خود منتشر می کردند، با این پاسخ کنایه آمیز پیر جماران مواجه شدند: 
 
«از قراری که گفته‌اند آقایان از مناطق مختلفه تشریف آورده‌اند و من از همه آقایان و همه مناطقی که آقایان از آنجا آمده‌اند، تشکر می‌کنم و سلامت همه را از خدای تبارک و تعالی خواهانم. من شخصاً یک گرفتاری خاصی دارم و آن این است که اگر من هر روز صحبت بکنم یا روزی دو مرتبه صحبت بکنم، اطبا می‌آیند و به من اشکال می‌کنند و جمع می‌شوند که شما صحبت زیاد نکنید. و اگر دو - سه روز صحبت نکنم، رادیوهای خارجی می‌گویند که فلان چه شده و چه شده و حاصل [اینکه‌] می‌رود همین دو - سه روزه و همین چند وقت و اینها.
 
و من یک مثلی یادم آمد و آن این است که یک بچه‌ای دعا می‌کرد که معلمش بمیرد، معلم مرد. پدر، این را برد به یک مکتب خانه دیگر، باز دعا کرد معلم بمیرد که مرد. باز پدر او را برد به یک جای دیگر؛ مکتب دیگر. به این پسر گفتند که دعا کن پدرت بمیرد والّا این معلم بمیرد یک معلم دیگر هم هست. حالا این خارجی ها و آنهایی که تبع خارجی ها هستند، باید دعا کنند که این سلاح «الله اکبر» از ملت ما گرفته بشود و این دعا هم مستجاب نیست و الّا من نباشم باز خود ملت هست. 
 
ملت ما امروز متوقف نیست نهضتشان و پیشبردشان به اینکه من باشم یا زید باشد یا عمرو باشد. ملت ما امروز راه را پیدا کردند و می‌دانند چه بکنند و با همین راهی که پیدا کردند و همین ترتیبی که تاکنون پیش آمده‌اند به پیش می‌روند و اینطور نیست که اگر من نباشم چه خواهد شد. بی خود اینها در رادیوهایشان نگویند این مسائل را؛ برای اینکه، این‌ مسائل در ملت ما تأثیری ندارد و اینها خودشان راه را پیدا کردند و همان راه را خواهند رفت و به پیروزی نهایی ان شاء الله خواهند رسید. 
 
و همه ارگانهای دولتی ما تحقق پیدا کرد و بزودی تمام پیدا خواهد کرد. و ان شاء الله تعالی ملت ما گرفتار اینطور مسائلی که مثلاً اقتصادشان چه باشد، چه‌شان چه باشد نیستند. آنها دنبال اسلام هستند و همان طوری که الآن شعار دادید شما آقایان - و چه شعار خوبی بود - ما الله اکبر سلاحمان است. کسی که الله اکبر سلاحش است، کسی که خدای تبارک و تعالی پشتیبان او هست، این دیگر احتیاج به این ندارد که یک نفر آدم باشد یا نباشد. 
 
بود و نبود یک نفر آدم هیچ تأثیری در این نهضت اسلامی ملت ما ندارد.» (۴ شهریور ۱۳۵۹، جلد ۱۳ - صفحه ۱۴۸)
 
خدا را شکر که با دعای مومنین، رهبرمان در سلامت کامل، سکان انقلاب خمینی را در دست دارد و چشم ما به دهان اوست. رهبرا از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن...

اضافه کردن دیدگاه جدید