شماره مطلب : 2619
زمان انتشار : 96/7/4 - 11:57 2017/9/26
در دوره دفاع مقدس، بارها و بارها داستان هایی شبیه آنچه از ستارخان و آن مادر شنیده اید را در کوچه و بازار دیدیم که نتیجه اش عزت و پیشرفت بود و اما سوگمندانه در داستان هسته ای بر خلاف آن اتفاق افتاد، صنعت هسته ای را دادیم تا ایرباس مرجوعی سوار شویم که نتیجه اش شد ضرر و زیان و ذلت بیشتر!

وقتی «ستارخان» گریست؟

در دوره دفاع مقدس، بارها و بارها داستان هایی شبیه آنچه از ستارخان و آن مادر شنیده اید را در کوچه و بازار دیدیم که نتیجه اش عزت و پیشرفت بود و اما سوگمندانه در داستان هسته ای بر خلاف آن اتفاق افتاد، صنعت هسته ای را دادیم تا ایرباس مرجوعی سوار شویم که نتیجه اش شد ضرر و زیان و ذلت بیشتر!
 
مطابق انچه برخی منابع نقل کرده اند، سردار بزرگ ایرانی «ستارخان» در کتاب خاطراتش می‌گوید: من هیچوقت گریه نکردم، چون اگر گریه می‌کردم «آذربایجان» شکست می‌خورد و اگر «آذربایجان» شکست می‌خورد؛ «ایران» شکست می‌خورد!
 
اما در زمان «مشروطه» یک بار گریستم و آن زمانی بود که ۹ ماه در محاصره بودیم؛ بدون آب و بدون غذا. از قرارگاه آمدم بیرون، مادری را دیدم با کودکی در بغل، کودک از فرط گرسنگی به سمت بوته علفی رفت و به دلیل ضعف شدید، بوته را با خاک ریشه می‌خورد، با خودم گفتم الان مادر کودک مرا فحش می‌دهد و می‌گوید لعنت به تو ستارخان!
 
اما مادر، فرزندش را در آغوش گرفت و گفت: «اشکالی ندارد فرزندم، خاک می‌خوریم، اما خاک نمی‌دهیم.»
 
آنجا بود که اشک از چشمانم سرازیر شد.
 
این ایام مصادف است با سالروز آغاز دفاع مقدس، از طرفی هم در این روزها شاهدیم که برجام و مدافعان برجام مایه عبرتی برای مردم شده اند. خواستم فقط مقایسه ای داشته باشیم بین این دو اتفاق. 
 
در دوره دفاع مقدس، بارها و بارها داستان هایی شبیه آنچه از ستارخان و آن مادر شنیده اید را در کوچه و بازار دیدیم که نتیجه اش عزت و پیشرفت بود و اما سوگمندانه در داستان هسته ای بر خلاف آن اتفاق افتاد، صنعت هسته ای را دادیم تا ایرباس مرجوعی سوار شویم که نتیجه اش شد ضرر و زیان و ذلت بیشتر!
 
از عبرت گرفتن مسئولان شکم سیر، راحت طلب و اشرافی ناامیدم اما ما مردم، ای کاش فقط عبرت بگیریم. یاد شهدا و هفته دفاع مقدس گرامیباد.

اضافه کردن دیدگاه جدید