شماره مطلب : 2813
زمان انتشار : 96/10/9 - 14:43 2017/12/30
اکنون در آستانه دهه چهارم انقلاب، مطابق قاعده هر ده سال یک فتنه و بحران از درون، با حوادثی مواجهه ایم که باید خود را برای عبور از آنها آماده کنیم. بر اساس سخنان هشدارگونه رهبر معظم انقلاب، دو فتنه در حال شکل گیری است:

فتنه های چهل سالگی انقلاب

اکنون در آستانه دهه چهارم انقلاب، مطابق قاعده هر ده سال یک فتنه و بحران از درون، با حوادثی مواجهه ایم که باید خود را برای عبور از آنها آماده کنیم. بر اساس سخنان هشدارگونه رهبر معظم انقلاب، دو فتنه در حال شکل گیری است:
سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای ستادهای هماهنگی تبلیغات اسلامی در آستانه یوم الله 9 دی را باید از جمله رهنمودهایی دانست که برای هوشیاری مردم،‌ از تحقق فتنه های جدید خبر می دهد. حوادث روزهای اخیر که وقوع آنها شتاب گرفته است‏، ما را در برابر آزمون های سختی قرار داده که اگر برای عبور از آنها به چرایی جهت گیری رهبر انقلاب نپردازیم، هزینه زیادی خواهیم پرداخت.
 
اکنون در حالی چهارمین دهه انقلاب اسلامی را به پایان می رسانیم که در طول سال های گذشته با بحران های بیرونی و درونی متعددی مواجهه بودیم. در ده سال ابتدای انقلاب، بحران های متعددی مانند جنگ های داخلی (در خوزستان عرب و عجم، در کردستان کرد و فارس، در سیستان بلوچ و غیر بلوچ و ...)، کودتاهای متعدد، حمله نظامی مستقیم آمریکا در طبس، ترورهای کور مردم و مسئولین، جنگ فرسایشی هشت ساله صدام و ... را تجربه کردیم اما هیچ یک از اینها را فتنه نمی نامیم. 
 
فتنه مربوط به بحرانی است که از درون کلید می خورد. فتنه آنجایی است که کسی در لباس دوست با سابقه انقلابی و شناسنامه همراهی با امام و رهبری و در حالی که شعارهای انقلاب را روی دست داشته، با تغییر جهت گیری مطابق میل دشمنان همین انقلاب سخن بگوید و  دشمنان همین انقلاب‏، برایش کف بزنند.
 
وقتی به گذشته نگاه می کنیم، می بینیم که بعد از عبور از بحران های متعدد دهه اول، در آستانه دهه دوم با اولین فتنه از درون مواجهه بوده ایم. سال 57 انقلاب اسلامی به پیروزی می رسد اما اولین فتنه از درون در سال 67 رقم می خورد. آقای منتظری در قامت قائم مقام رهبری تبدیل می شود به بلندگوی منافقین و ملی گرایان و عناصر نهضت آزادی! در مواجهه با فتنه منتظری، برخی از عناصر خوش سابقه انقلاب کم می آورند، متوقف می شوند اما انقلاب به مسیر خود ادامه می دهد.
 
ده سال بعد یعنی در سال 77 و یک سال بعد از انتخاب خاتمی، دومین فتنه از درون شکل می گیرد و واژه «اصلاحات» وارد ادبیات سیاسی کشور می  شود. با پیروزی سید محمد خاتمی که شعار انتخاباتی او عمل به قانون اساسی بود، اندک اندک جریانی در زیر عبای او رشد و نمو می کند که مهمترین اهدافش را اصلاح برخی از محوری ترین اصول قانون اساسی می داند. این جریان حتی برخی از مبانی دینی و اعتقادات شیعی را هم هدف می گیرد. با مدیریت رهبر انقلاب و طرح اصلاحات آمریکایی در برابر اصلاحات اسلامی در خطبه های نماز جمعه، عرصه بر این جریان تنگ می شود. بعد از غائله کوی دانشگاه و کنفرانس برلین که همراه با یک افتضاح سیاسی برای این جریان بود، دومینوی فروپاشی اصلاحات آمریکایی آغاز می شود. در مواجهه با این فتنه نیز برخی چهره ها و شخصیت های خوش سابقه نظام جمهوری اسلامی دچار خطای تحلیلی می شوند و سقوط می کنند.
 
ده سال بعد یعنی در سال 87 سومین فتنه از درون شکل می گیرد؛ جنبش سبز با شعار حفاظت از آرای ملت در انتخابات اعلام موجودیت می کند! ابتدا در شهریور سال 87 موضوع لزوم تشکیل دولت وحدت ملی مطرح می شود. سپس در آذر همان سال، اولین همایش سی سال قانونگذاری با دعوت از همه نمایندگان ادوار، حتی عناصر نهضت آزادی و نمایندگان مجلس ششم که در روزهای پایان مجلس ششم استعفا کرده بودند، در مجلس شورای اسلامی با سخنرانی هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، کروبی و لاریجانی بر موضوع تشکیل دولت وحدت ملی برگزار می شود که البته با تذکر رهبر انقلاب مواجهه می گردد. با نزدیک شدن زمان انتخابات و در حالی که نظرسنجی ها خبر از شکست کاندیدای این جریان می داد، با نامه بدون سلام والسلام هاشمی رفسنجانی، فتنه سبز وارد فاز اجرایی می شود. هشت ماه بحران و آشوب با ادعای دروغ تقلب و دست بردن در آرای مردم توسط کسانی که درون نظام بوده اند، کشور را در بحرانی دشمن شادکن قرار می دهد که در نهایت با حماسه تاریخ ساز 9 دی پرونده این فتنه هم تا حدودی بسته می شود. در فتنه سال 88 هم متاسفانه برخی از عناصر سابقه دار و خوش نام انقلاب اسلامی به دلیل تکبر، قدرت طلبی، لجاجت و کینه از فرد منتخب نتوانستند سفره خود را از ضد انقلاب و نظام سلطه جدا کنند و به ابزاری برای پیشبرد اهداف آنها تبدیل شدند و همین، عامل سقوط شان شد.
 
اکنون در آستانه دهه چهارم انقلاب، مطابق قاعده هر ده سال یک فتنه و بحران از درون، با حوادثی مواجهه ایم که باید خود را برای عبور از آنها آماده کنیم. بر اساس سخنان هشدارگونه رهبر معظم انقلاب، دو فتنه در حال شکل گیری است:
 
1.  فتنه کسانی که امروز همه‌ امکانات مدیریّتی کشور در اختیار اینها است یا دیروز تمام امکانات مدیریّتی در اختیار اینها بوده، آن ‌وقت به قول فرنگی ‌مَآب‌ها نقش اپوزیسیون به خودشان می گیرند و به جای اینکه پاسخگو باشند، ساز مخالف می زنند. آیا جز این است که در ایام انتخابات اخیر برخی کاندیداها با زیر سئوال بردن ویژگی های برجسته انقلاب از جمله روند استکبار ستیزانه نیروهای انقلاب،‌ حمله به سپاه بویژه صنایع موشکی، با القای ترس در بین مردم تلاش کردند تا رای مردم را به دست آورند و آیا جز این است که برخی از کسانی که در ماه های اخیر نامه های سرگشاده برای رهبر انقلاب نوشته اند و به قول خود بحران های اجتماعی را گوشزد کرده اند، در دو سال پایانی دولت شان، تمام تمرکزشان را در دفاع از یک فرد قرار گرفت و امور مملکت را رها کرده بودند و اقتصاد کشور و بازار ارز را به امان خدا سپرده بودند!
 
2.  فتنه کسانی که برای قدرت طلبی با بی تقوایی، لجن پراکنی و فحاشی، یک مقام مسئول و قوه ای را که مردم باید به او اعتماد داشته باشند، تخریب می کنند. آیا جز این است که عده ای در ماه های اخیر همان ادعاهای دروغی که توسط رسانه های نیابتی دشمن در فضا مجازی منتشر شده است را در گزارش ها و مصاحبه های خود بازنشر می کنند و عده ای دیگر در ایام انتخابات قوه قضائیه را به سی سال اعدام، شکنجه و زندان متهم می کردند!
 
بر اساس بیانات رهبر معظم انقلاب، این دو فتنه، اشتراکات و تفاوت هایی با یکدیگر دارند: 
 
1.  متأسّفانه در داخل کشور گروهی کار دشمن را دارند انجام می دهند؛ حالا بعضی‌ها می فهمند که چه‌کار دارند می کنند، بعضی‌ها نمی فهمند ولی همان کار دشمن را می کنند؛
)
2.  نتیجه رفتاری هر دو فتنه، ناامید کردن مردم، متّهم کردن این و آن، دروغ های شاخدارِ دشمن‌ساز را به جای راستْ وانمود کردن و نشاندن در ذهن مردم است؛
 
3.  سوگمندانه هر دو جریان فتنه تقوا ندارند؛ دین اینها سیاسی است، به جای اینکه سیاستشان دینی باشد؛ دینشان سیاسی‌کاری است؛
 
4.  در این دو جریان فتنه، بعضی ‌ها بدون رسانه‌اند و بعضی‌ها صاحبان رسانه‌اند، صاحب پایگاه خبری هستند، صاحب منبرهای تبلیغاتی هستند و می توانند حرف بزنند؛ حرف می زنند، [امّا] بی‌ملاحظه؛ نه خدا را، نه دین را، نه انصاف را رعایت نمی کنند؛
 
5.  در هر دو جریان فتنه، دشمن با شوق و ذوق تمام، به مجرّدی که که اینها در روز اتهاماتی را متوجه قوه قضائیه می کنند، همان شب در رادیوی انگلیس و رادیوی آمریکا، مواضع آنها بازتاب وسیعی پیدا می کند. اینها دشمن را شاد می کنند، اینها دشمن را علیه ملّت و علیه نظام اسلامی شاد می کنند.
 
نکته مهم در بیانات رهبر معظم انقلاب این است که ایشان به وجود برخی معایب و نقایص تصریح کردند و با اشاره به همین موارد باب نقد نهادهای کشور و عملکرد مسئولان را نبستند اما شاخص مهمی ارائه دادند که شیوه این نقد نباید به شکلی باشد که مورد تشویق و تایید دشمنان تابلودار انقلاب اسلامی قرار بگیرد. به تعبیر امیرالمومنین، دفاع از حق، نباید به تقویت باطل منجر شود که اگر چنین شد،‌ باید در آ” تجدید نظر کرد و نباید شبیه به دشمن حرف زد. علاوه بر این رهبر انقلاب در تمام سال های گذشته نشان داده اند که کلیات نظام جمهوری اسلامی در مواجهه با نظام های حاکم بر دنیا نظامی پرافتخار است و ایشان خود را مکلف از نظام مستقر می داند و حسن و قبح های هر نهاد و مسئولی را در کنار هم می بیند. 
 
فتنه همچون واکسن، سبب بیداری جامعه و جلوگیری از ضررهای بزرگتر خواهد شد. از تحقق فتنه های جدید و ریزش نیروهایی که سایقه خوشی داشته اند استقبال نمی کنیم اما با تحقق آن نیز دچار یأس نخواهیم شد و با توکل بر خدا به استقبال رویش هایی خواهیم رفت که بار این انقلاب را به دوش خواهند گرفت.
 

اضافه کردن دیدگاه جدید