شماره مطلب : 2830
زمان انتشار : 96/10/23 - 09:36 2018/1/13

پیامبر را هم نقد کنید اما حسن روحانی را نه !

اتفاقا صبر رسول گرامی اسلام در برابر انتقاد یکی از صحابه، از باب تربیت آیندگان بود تا 1400 سال بعد، در مثل امروزی وقتی آقای روحانی که لباس منتسب به رسول خدا را به تن دارند، در کسوت ریاست جمهوری در برابر منتقدان خود با شرح صدر بیشتری برخورد کنند و آنها را کم سواد، بی دین، حسود، افراطی، بی شناسنامه، جیب بر، قانون شکن، کاسب تحریم، بیکار، مستضعف فکری، دنیا ندیده، متوهم، بزدل، دین نشناس، پرادعا، تخریبگر، اهل تفرقه، مستحق رفتن به جهنم، فاسد، عقب مانده، ترسو، کور، تازه به دوران رسیده، عصر حجری، هوچی باز، تازه انقلابی، کودک خطاب نکند و ایشان را به جهنم حواله ندهد.
آقای روحانی درسخنان اخیرش درحالی که قصد داشت معصومین را از نقد شدن استثنا کند، به ناگاه فرمان را چرخاند و مدعی شد که نقد معصومین از جمله رسول خدا و آخرین حجت خدا هم جایز است: 
 
«ما با انتقاد مخالف نیستیم. همه باید انتقاد شوند، استثنا نداریم. همه مسئولان در کشور قابل نقدند، ما در کشور معصوم نداریم. حالا یک وقتی امام دوازدهم اگر ظهور کرد، تازه آن وقت هم می شود نقد کرد. پیغمبر هم به مردم اجازه نقد می‌داد، ما که بالاتر از مقام پیامبر نداریم! وقتی پیامبر صحبت می کرد، طرف بلند می شد می گفت، أمن الله او منک؟ یعنی حرفی که می زنید نظر خودتان است یا خدا به شما وحی کرده؟ اگر پیامبر می گفت از طرف خداست، می پذیرفت واگر می گفت از طرف خودم هست، طرف انتقاد می کرد، نمی پذیرفت می گفت من قبول ندارم. ما در حکومت معصوم هم نقد داریم...»
 
بی شک اگر این سخنان را دیگری گفته بود، برخی ازمراجع عظام تقلید قم که برای اموری بس کم اهمیت تر از این موضعگیری کرده اند، به میدان می آمدند و به درستی نهیب می زدند. اما این که چرا در این خصوص هیچ صدایی شنیده نمی شود، در تعجبم!
 
هرچند «تئوریزه کردن لزوم انتقاد از امام معصوم» از کسی که از عاشورا حسینی درس مذاکره گرفته، صلح تحمیلی به امام حسن (ع) را یکی از موفق ترین الگوهای مدیریتی می داند و امام رضا (ع) را امام مناظره و مذاکره می خواند، جای تعجب ندارد.
 
اما در پاسخ به این نگاه آقای روحانی چند نکته گفتنی است:
 
1 . داستانی که آقای روحانی از نحوه برخورد یکی از صحابه با رسول خدا (ص) نقل می کند، مربوط به مواجه حباب بن منذر است که در جنگ بدر، تدبیر جنگی رسول خدا در خصوص محل فرود آمدن لشگر را نمی پسندید و برای همین از رسول خدا پرسید که این تاکتیک اتخاذ شده، فرمان شماست یا وحی خداست؟ آیا اگر از نظر تدبیر جنگی، جای دیگری شایسته باشد می‌توان منزل کرد؟ مطابق نقل سیره ابن هشام، رسول خدا پاسخ دادند که امر الهی در کار نیست و می توانید طور دیگری رفتار کنید که حباب تدبیر جنگی دیگری را پیشنهاد داد و رسول خدا آن را پذیرفت. 
 
این داستان که پایه استدلال آقای روحانی در خصوص جواز نقد معصوم بر آن نهاده شده، تنها دربرخی کتب تاریخی اهل سنت مانند سیره ابن هشام نقل شده است و به همین دلیل، در خصوص صحت آن بین اساتید تاریخ اختلاف نظر وجود دارد.
 
2 . اینکه رسول خدا در برابر اعتراض یکی از اصحاب خود سکوت می کند یا انتقاد او را می پذیرد، به معنای درستی رفتار آن فرد نیست. بلکه مطابق تفسیر برخی علما، پذیرش انتقاد و نظرات مخالف اصحاب، بیشتر از باب تربیت آنها برای پذیرش انتقادات و نظرات مخالفی بود که با آن مواجه می شدند. 
 
از این منظر وقتی نگاه می کنیم، باید بگوییم که اتفاقا صبر رسول گرامی اسلام در برابر انتقاد یکی از صحابه، از باب تربیت آیندگان بود تا 1400 سال بعد، در مثل امروزی وقتی آقای روحانی که لباس منتسب به رسول خدا را به تن دارند، در کسوت ریاست جمهوری در برابر منتقدان خود با شرح صدر بیشتری برخورد کنند و آنها را کم سواد، بی دین، حسود، افراطی، بی شناسنامه، جیب بر، قانون شکن، کاسب تحریم، بیکار، مستضعف فکری، دنیا ندیده، متوهم، بزدل، دین نشناس، پرادعا، تخریبگر، اهل تفرقه، مستحق رفتن به جهنم، فاسد، عقب مانده، ترسو، کور، تازه به دوران رسیده، عصر حجری، هوچی باز، تازه انقلابی، کودک خطاب نکند و ایشان را به جهنم حواله ندهد.
 
ظاهرا روحانی انتقاد از پیامبر خدا (ص) را هم جایز می داند اما درباره خودش، هیچ نقدی را بر نمی تابد.
 
3 . بدیهی است که فعل یا تقریر معصوم تنها در صورتی می تواند محل استدلال قرار گیرد که دلیل آن مشخص باشد. مثلا در تاریخ داریم که فردی در حضور جمع به امام صادق (ع) اهانت کرد و در مقابل اتهام ریا و دزدی به امام معصوم، نه تنها شاگردان که حضرت خودشان هم متعرض این شخص معاند نشدند و هیچ برخوردی با او نکردند. آیا با توجه به این و مطابق استدلال آقای روحانی، می توانیم نتیجه بگیریم که پس دهن دریدگی و پرخاش نسبت به امام معصوم جایز است؟!
 
این در حالی است که در موردی دیگر، معصومین در برابر انتقاد بی جای طرف مقابل خود، واکنش های تندی نشان داده اند. آیا روحانی در نهج البلاغه نخوانده که وقتی اشعث بن قیس به هنگام سخنرانی امیرالمومنین (ع) در مسجد کوفه، به یکى از مطالب حضرت اعتراض کرد و گفت این سخن به زیان توست، نه به سود تو؛ امام نگاه تندی به او کرد و فرمود: «چه کسى تو را آگاهاند که چه چیزى به سود، یا زیان من است؟ لعنت خدا و لعنت لعنت کنندگان، بر تو باد اى متکبّر متکبّر زاده، منافق پسر کافر...» آیا آقای روحانی نمی داند که پیامبر خدا (ص) فرمان قتل و تبعید «حَکَم» را به جرم توهین آن ملعون به پیامبر صادر کرد؟! (الاصول ستة عشر، ص19)
 
حمید رسایی: علاوه بر آنچه در پاسخ به اظهارات حسن روحانی در خصوص انتقاد از معصومین گذشت، باید اشاره کنیم که مطابق نظر اسلام شناسانی همچون استاد شهید مرتضی مطهری که خاک حوزه های علمیه بر سر و روی شان نشسته و نه خاک دانشگاه های پولی انگستان، بدیهی است که پیامبر، معصوم است و معنای عصمت، جلوگیری از خطا و اشتباه است پس در هر پیشامدی تصمیم درست، همان است که پیامبر خدا (ص) اتخاذ کرده است و مطابق نظر امام خمینی (ره) مراد از اطاعت در آیه «اطیعوا الله واطیعوا الرسول» اطاعت از رسول خدا در اوامری است که خود ایشان صادر می‌کند، نه اوامری که خداوند صادر کرده است. (امام خمینی، کتاب البیع، ج2 ص639)
 
اما شهید مطهری در خصوص عصمت پیامبران و امامان می فرماید: «از جمله مختصات پیامبران، عصمت است. عصمت، یعنی مصونیت از گناه‏ و اشتباه ، یعنی پیامبران نه تحت تأثیر هواهای نفسانی قرار می‏ گیرند و مرتكب گناه می‏ شوند و نه در كار خود دچار خطا و اشتباه می‏ شوند. بركناری‏ آنها از گناه و از اشتباه، حد اعلای قابلیت اعتماد را به آنها می‏ دهد. مصونیت از اشتباه، مولود نوع بینش پیامبران است.
 
اشتباه، همواره از آن جا رخ می‏ دهد كه انسان به وسیله یك حس درونی یا بیرونی، با واقعیتی‏ ارتباط پیدا می ‏كند و یك سلسله صورت‌های ذهنی از آنها در ذهن خود فراهم می‌سازد و با قوه عقل خود، آن صورت‌ها را تجزیه و تركیب می‏ كند و انواع‏ تصرفات در آنها می ‏نماید، آن گاه در تطبیق صورت‌های ذهنی به واقعیت های‏ خارجی و در ترتیب آن صورت ها گاه خطا و اشتباه رخ می ‏دهد، اما آنجا كه‏ انسان، مستقیماً با واقعیت‌های عینی به وسیله یك حس خاص مواجه است و ادراك واقعیت، عین اتصال با واقعیت است، نه صورتی ذهنی از اتصال با واقعیت؛ دیگر خطا و اشتباه، معنا ندارد. 
 
پیامبران الهی از درون خود با واقعیت هستی، ارتباط و اتصال دارند. در متن واقعیت، اشتباه فرض نمی ‏شود. برای مثال، اگر ما صد دانه تسبیح را در ظرفی بریزیم و باز صد دانه دیگر را، و این عمل را صد بار تكرار كنیم، ممكن است ذهن ما اشتباه كند و خیال كند این عمل، نود و نه بار و یا صد و یك بار تكرار شده است، اما محال است كه خود واقعیت اشتباه كند و با این كه عمل بالا صد مرتبه تكرار شده است، مجموع دانه‌ها كمتر یا بیشتر بشود. 
 
انسان‌هایی كه از نظر آگاهی‌ها در متن جریان واقعیت قرار می‏ گیرند و با بن‏ هستی و ریشه وجود و جریان‌ها متصل و یكی می‏ شوند، دیگر از هر گونه اشتباه،‏ مصون و معصوم خواهند بود.»
 
اینکه چرا آقای روحانی بعد از دست انداختن و تحریف واقعه عاشورای حسینی (ع) و صلح تحمیلی امام حسن (ع) به دنبال تئوریزه کردن مخالفت با امام معصوم است، برای اهلش مشخص است.
 
بدیهی است که این نوشتار به دنبال تئوریزه کردن ممنوعیت نقد رهبری نیست بلکه نویسنده این سطور معتقد است که اتفاقا تنها مسئولی که در حال حاضر در میان مسئولان عالی کشور نقد می شود و نقدپذیر هم هست و منتقدانش مصونیت دارند، مقام معظم رهبری است کما اینکه ایشان می فرماید:
 
«اینی هم که گفتند از رهبری انتقاد نمی کنند، شما بروید بگوئید انتقاد کنند. ما که نگفتیم از ما کسی انتقاد نکند؛ ما که حرفی نداریم. من از انتقاد استقبال می کنم. البته انتقاد هم می کنند. دیگر حالا جای توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم می گیرم، دریافت می کنم و انتقادها را می فهمم.» (دیدار با نخبگان-6/8/88)
 
رهبر انقلاب بارها بر نقدپذیری خود و دیگر مسئولان تاکید داشته اند: «امام ماها را توصیه می کردند به این که مغرور نشویم، خودمان را بالاتر از مردم ندانیم، خودمان را بالاتر از انتقاد ندانیم، بی‌عیب ندانیم. همه‌ مسئولین طراز اول کشور این را از امام شنیده بودند که بایستی آماده باشیم؛ اگر چنانچه از ما عیب گرفتند، نگوئیم ما بالاتر از اینیم که عیب داشته باشیم، بالاتر از اینیم که به ما انتقادی وارد باشد. 
 
خود امام هم همین جور بود. ایشان، هم در نوشته‌های خود - بخصوص در اواخر عمر شریفش - هم در اظهارات خود، بارها گفت من در فلان قضیه اشتباه کردم. اقرار کرد به این که در فلان قضیه خطا کرده است؛ این خیلی عظمت لازم دارد. روح یک انسانی باید بزرگ باشد که بتواند یک چنین حرکتی را انجام دهد؛ خودش را منسوب کند به اشتباه و خطا. این معنویت امام بود، این اخلاق امام بود؛ این یکی از ابعاد مهم درس امام به ماست.» (سالگرد رحلت امام-14/3/90)
 
درباره انتقاد از رهبری هم نه تنها خود ایشان مانع نشده اند، بلکه تصریح کرده اند که انتقاد از رهبری و مخالفت با نظر کارشناسی رهبری (نه حکم حکومتی) مخالفت با ولی فقیه نیست. اما انتقاد باید به صورتی باشد که تکمیل کننده پازل دشمن نباشد. (دیدار با دانشجویان-16/5/91). 
 
 
 
 

ویدیوها


1. video_2018-01-12_21-56-03.mp4 | دانلود فیلم

اضافه کردن دیدگاه جدید